نکات کلیدی
· در دیابت نوع ۲ (T2D) همراه با بیماری آترواسکلروتیک قلبی-عروقی (ASCVD)، کاهش قند خون همچنان ضروری است اما کافی نیست و حفاظت قلبی-متابولیک از طریق مکانیسمهای چندگانه (پلئوتروپیک) برای بهبود نتایج بالینی اهمیت مییابد.
· داپاگلیفلوزین بافت چربی اپیکاردال را کاهش میدهد، فراهمی زیستی نیتریک اکساید را بازیابی میکند و استرس اکسیداتیو را تضعیف مینماید؛ در حالی که سیتاگلیپتین مسیرهای TLR-2، TLR-4، NF-κB و سایتوکاینهای پاییندستی آن یعنی IL-6، TNF-αو CRPرا سرکوب کرده و ضمن بهبود عملکرد اندوتلیال، التهاب عروقی را در آترواسکلروز مزمنِ مرتبط با دیابت نوع 2 کاهش میدهد.
· ترکیب داپاگلیفلوزین و سیتاگلیپتین فواید قلبی-متابولیک مکملی را ارائه میدهد که فراتر از کاهش HbA1cاست و شامل تثبیت پلاک، اثرات ضدالتهابی، کاهش وزن و فشار خون، و بهبود بازیابی عملکردی میشود؛ در نتیجه از یک رویکرد درمانی با اولویت قلبی-عروقی در بیماران مبتلا به T2D و ASCVDپشتیبانی میکند.
5 اوت 2026- دیابت نوع ۲(T2D) اغلب با عوارض قلبی-عروقی محرز بروز میکند، بهطوری که بیماریهای قلبی-عروقی(CVD) عامل ۴۰ تا ۸۰ درصد مرگومیر در بیماران مبتلا بهT2D هستند. هنگامی که بیماری آترواسکلروتیک قلبی-عروقی(ASCVD) درT2D تشخیص داده میشود، کاهش قند خون ضروری است اما کافی نیست. هموگلوبینA1c همچنان برای ارزیابی کنترل قند خون اساسی است، در حالی که خطر قلبی-عروقی با ASCVD محرز، نارسایی قلبی، بیماری مزمن کلیوی، فشار خون، پارامترهای چربی و سایر شاخصها تعیین میشود. بنابراین پزشکان برای اتخاذ تصمیمات درمانی باید پارامترهایی فراتر از کنترل قند خون را در نظر بگیرند. ما در اینجا نقش و دامنه احتمالی داپاگلیفلوزین و سیتاگلیپتین را در این شرایط بررسی میکنیم.
داپاگلیفلوزین و سیتاگلیپتین: حوزۀ اثر در زمینه ASCVD در دیابت نوع 2
اثرات پلئوتروپیک (چندگانه) داپاگلیفلوزین در قلب:
در مطالعات تجربی و تصویربرداری در سناریوی T2D وASCVD محرز، داپاگلیفلوزین کاهش بافت چربی اپیکاردال و آزادسازی سایتوکاینهای پیشالتهابی موضعی، بازگرداندن فراهمی زیستی نیتریک اکساید در سلولهای اندوتلیال عروق کرونر و کاهش استرس اکسیداتیو را نشان میدهد.
در مطالعه DECLARE-TIMI 58، مصرف داروی «داپاگلیفلوزین» در این گروه از بیماران، خطر مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبی یا بستری شدن در بیمارستان به دلیل نارسایی قلبی را ۱۷ درصد کاهش داد(HR= 0.83؛ فاصله اطمینان 95% : 0.73-0.95). همچنین در مطالعه DAPA-MI، این دارو با استفاده از معیارهای دقیق علمی، منجر به بهبود وضعیت سلامت قلب و سوختوساز (متابولیسم) بدن در بیماران شد(نسبت برد[1]=1.34، فاصلۀ اطمینان 95 درصد: 1.20-1.50).
اثرات ضدالتهابی و محافظتکننده عروقی سیتاگلیپتین:
شواهد تجربی نشان میدهد که در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 همراه با ASCVD، سیتاگلیپتین بیان TLR-2، TLR-4،NF-κB و سایتوکاینهای پاییندستی شامل IL-6،TNF-α و پروتئین واکنشگرC را در سلولهای تکهستهای سرکوب میکند. این دارو عملکرد اندوتلیال را از طریق فعالسازیAMPK/SIRT1/Nrf2 بهبود بخشیده و فعالیت استیلهیدرولاز فاکتور فعالکنندۀ پلاکت را کاهش میدهد که منجر به تضعیف تشکیل ox-LDL-C و کاهش بار ترومبوتیک در آترواسکلروز مزمن میشود.
داپاگلیفلوزین و سیتاگلیپتین: شواهد در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 همراه با ASCVD
ترکیب داپاگلیفلوزین و سیتاگلیپتین درT2D-ASCVD بر سه پایه از شواهدی استوار است: بازسازی پس از سکته قلبی با داپاگلیفلوزین، کُند کردن پیشرفت ضخامت اینتیما-مدیای کاروتید با سیتاگلیپتین، و کنترل مکمل گلوکو-متابولیک و همودینامیک با کمک هر دو دارو.
داپاگلیفلوزین پس از سکته قلبی:
در کارآزماییDAPA-MI بر روی ۴۰۱۷بیمار مبتلا به سکته قلبی حاد و اختلال عملکرد بطن چپ اما بدون دیابت قبلی، ۱۰میلیگرم داپاگلیفلوزین نتایج قلبی-متابولیک را در مقایسه با دارونما بهبود بخشید(نسبت برد=1.34؛ فاصلۀ اطمینان 95 درصد: 1.20-1.50).
در زیرگروه با کسر تخلیه بطن چپ(LVEF) کمتر از ۵۰ درصد، علائم کلاسII-IV انجمن قلب نیویورک (NYHA) از ۳۳.۹ درصد به ۲۹.۶ درصد بهبود یافت(HR=0.83، فاصلۀ اطمینان 95 درصد: 0.73-0.95)و علائم شدید کلاس III-IV از ۷.۲ درصدبه ۴.۳ درصد کاهش یافت(HR=0.58، فاصلۀ اطمینان 95 درصد: 0.42-0.79). دیابت نوع ۲جدید از ۴.۲ درصد به ۲.۰ درصد کاهش یافت(HR=0.46، فاصلۀ اطمینان 95 درصد: 0.30-0.72) و وزن بدن ۱.۶۵کیلوگرم نسبت به دارونما کاهش یافت.
سیتاگلیپتین و کاهش پلاک آترواسکلروتیک در دیابت نوع 2:
در کارآزمایی تصادفی SPIKE، ۲۸۲ بیمار تحت درمان با انسولین، به مدت ۱۰۴هفته سیتاگلیپتین (۱۴۲نفر) یا درمان معمول(۱۴۰نفر، با داروهایی غیر از DPP-4i) دریافت کردند. میانگین ضخامت اینتیما-مدیای کاروتید (IMT) در شروع مطالعه ۰.۸۴میلیمتر بود که پس از ۱۰۴هفته با سیتاگلیپتین به ۰.۸۱میلیمتر رسید، در حالی که در گروه درمان معمول به ۰.۸۶میلیمتر افزایش یافت(p=0.008). حداکثرIMT سمت چپ در شروع ۱.۱۰ میلیمتر بود که با سیتاگلیپتین به ۱.۰۴ میلیمتر رسید، در مقابل به ۱.۱۳ میلیمتر در گروه درمان معمول افزایش یافت(p=0.033). درمان با سیتاگلیپتین وIMT پایه بالاتر، پیشبینیکنندههای مستقل کاهش پلاک بودند.
ایمنی قلبی-عروقی با سیتاگلیپتین:
در کارآزمایی TECOS، سیتاگلیپتین ایمنی قلبی-عروقی را بدون افزایش در حوادث عمده قلبی-عروقی(MACE) یا بستری شدن برای نارسایی قلبی در مقایسه با دارونما نشان داد که از استفاده از آن به عنوان عامل کاهنده قند خون با تاثیر خنثی از نظر قلبی-عروقی در بیماران مبتلا به ASCVD محرز پشتیبانی میکند.
ترکیب ثابت داپاگلیفلوزین و سیتاگلیپتین: فواید قلبی-گلوکزی-متابولیک در بیماران هندی مبتلا به T2Dو CAD:
یک مطالعۀ مشاهدهای گذشتهنگر، ترکیب ثابت داپاگلیفلوزین–سیتاگلیپتین را در ۳۲۸بیمار هندی مبتلا به دیابت نوع 2 ارزیابی کرد که ۹۰نفر از آنها بیماری عروق کرونر(CAD) محرز داشتند. به طور کلی، HbA1c در ابتدا 8.36٪ و پس از 12 هفته 7.31٪ ( 1.05-٪) بود، گلوکز پلاسمای ناشتا از 165.5 به 123.8 میلیگرم در دسیلیتر ( 41.7- میلیگرم در دسیلیتر) و گلوکز پس از غذا از 242.2 به 170.2 میلیگرم در دسیلیتر ( 72.0- میلیگرم در دسیلیتر) کاهش یافت. فشار خون سیستولیک از 147.0 به 132.4 میلیمتر جیوه ( 14.6- میلیمتر جیوه)، LDL-C از 121.4 به 103.2 میلیگرم در دسیلیتر ( 18.2 - میلیگرم در دسیلیتر) و وزن از 74.9 به 72.8 کیلوگرم (2.1- کیلوگرم) کاهش یافت. در زیرگروه CAD، HbA1cاز 8.36٪ به 7.34٪ ( 1.02-٪)، FPG از 165.5 به 111.0 میلیگرم در دسیلیتر( 54.5- میلیگرم در دسیلیتر) و PPBGاز 242.2 به 153.5 میلیگرم در دسیلیتر (88.7- میلیگرم در دسیلیتر) کاهش یافت، که نشان میدهد داروی ترکیبی داپاگلیفلوزین، سیتاگلیپتین، مزایای گلوکومتابولیک و همودینامیکی را بهویژه در بیماران مبتلا به ASCVDاثباتشده یا محرز ارائه میدهد.
منبع:
https://medicaldialogues.in/diabetes-endocrinology/news/cardiovascular-risk-management-in-t2d-with-established-ascvd-current-evidence-for-dapagliflozin-and-sitagliptin-dr-piyas-gargari-176470
[1] تفاوت HRبا Win Ratio: HRیا نسبت خطر نشان میدهد احتمال وقوع یک اتفاق بد (مثل مرگ) چقدر کم شده است؛ اما Win Ratioنشان میدهد که در مقایسه کلی، وضعیت سلامت بیمار چقدر بهتر شده است. به عبارت دیگر HR روی “کمتر شدنِ خطر” تمرکز دارد و Win Ratioروی “بهتر شدنِ کیفیتِ زندگی”